تبليغاتX
سنگ صبور

+ نوشته شده توسط مرضيه در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 10:52 بعد از ظهر |


خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بوده واست يادگاري

صبح بلند شي ببيني ديگه دوسش نداري

خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي

بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي

خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا

ميسوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا

خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديونه

هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نميمونه

خيلي سخته اگه عمر جادوي شعرت تموم شه

نكنه چيزي كه ريختي پاي عشق اون حروم شه

خيلي سخته اون كه ميگفت واسه چشات مي ميره

بره و ديگه سراغي از تو .چشات نگيره

خيلي سخته تا يه روزي حرفاي اون باورت شه

نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه

تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبرشه

خيلي سخته بي بهونه ميوه اي كال رو چيدن

بخدا كم غصه اي نيست چند روزي تو رو نديدن

خيلي سخته كه دلي رو كه با نگات دزديده باشي

وسط راه اما از عشق يه كمي ترسيده باشي

خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني

از خودت ميپرسي يعني ميشه اون بره زماني؟

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي

اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي




+ نوشته شده توسط مرضيه در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 10:39 بعد از ظهر |







+ نوشته شده توسط مرضيه در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 1:59 بعد از ظهر |


آرزومه كه يه لحظه روبه روي من بايستي

آخه قلبم نگرونه توي شهري كه تونيستي

توخيال كن آدماي همه دنيا توي شهره

توي شهر بي تو اما دل من با همه قهره

توي شهري كه تو نيستي

همه جارو غم گرفته

هركجا رفتي صدام كن عزيزم دلم گرفته

شدم اون غريبه اي كه

تو نباشي نمي ارزه

دارم از نفس مي افتم مثل يه گياه هرزه

+ نوشته شده توسط مرضيه در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 1:55 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط مرضيه در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 1:51 بعد از ظهر |


Home | E-mail | Archive | Contact | Google

Powered by : BLOGFA - Designer : apolo-web » Reza Farzadnia