




چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو
گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد
آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن سر
كه مهم نيست زياد و تكان دادن سر
چه كسي باور كرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد
مي تواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را مي بخشي

+ نوشته شده توسط
مرضيه در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت
9:6 بعد از ظهر |

