تبليغاتX
سنگ صبور
+ نوشته شده توسط مرضيه در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 5:40 بعد از ظهر |


تو داري مي ري و بارون ميريزه دونه دونه

من ميرم سراغ نامه،سراغ سلا بهونه

من ميرم تا توي خلوت واسه چشمات بنويسم

فوق فوفش اينه كه تو باز بهم بگي ديونه

+ نوشته شده توسط مرضيه در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 5:30 بعد از ظهر |


شب رفتنت عزيزم هرگز از يادم نميره
واسه هر كسي كه ميگم قصه شو آتيش ميگيره

دل من يه دريا خون بود چشم تو يه دنيا ترديد
آخرين لحظه نگاهت غصه داشت باز ولي خنديد

شب رفتنت يه ماهي توي خشكي رفت و جون داد
زلزله خيلي دلا رو اون شب از غصه تكون داد

غما اون شب شيشه هاي خونه رو زدن شكستن
پا به پام عكسلي نازت اومدن تال صبح نشستن

شب رفتنت نوشتي شدي قربوني تقدير
نقره ي اشكاي من شد توي گردنت يه زنجير

بارون اون شب دسشو از سر چشمام ور نميداشت
من تا ميخواستم ببارم هر كسي مي ديد نميذاشت

شب رفتن تو رفتم سراغ تنها نوارت
اوني كه واسم همه چيز بود آره تنها


يادگارت

شب رفتن تو ابرا واسه گريه كم آوردن
آشناها براي زطخم واشدم مرهم آوردن

شب رفتن تو ديدم يكي از قناريا مرد
فرداش اما دس قسمت اون يكي رم با خودش برد

شب رفتنت پاشيدم همه اشكامو تو كوچه
قولنو آروم گذاشتم پيش قران لب طاقچه

شب رفتن تو ديدم خيليه غماي شاعر
روي شيشمون نوشتم ميشينم به پات


مسافر

يرو تا همه بدونن سفرم انقدا بد نيست
واسه گفتن از تو اما هيچكي شاعري بلد نيست.

+ نوشته شده توسط مرضيه در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 4:23 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط مرضيه در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 4:6 بعد از ظهر |



عشق كنار هم ايستادن زير باران نيست

عشق اينست ..

كه يكي براي ديگري چتر شود

و ديگري هرگز نفهمد

كه چرا خيس نشد..!
+ نوشته شده توسط مرضيه در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 4:2 بعد از ظهر |

اومدم واسه زيارت تو چشاتو قبله كردي
شنيدي واست ميميرم ولي باز حوصله كردي

اين كه با مني تو يانه يه سوال نقره اي بود
پاسخش رو تو براي عالمي مسئله كردي

آسمون آرزوهام زير هجرت تو لرزيد
با جرقه ي نگاهن تو دلم زلزله كردي

تو جايي واسه غرور و التماس من نذاشتي
هرچي خواستم كه بموني طلب فاصله كردي

آخرش گفتم براي با تو بودم ديگه ديره
گفتي نه وقتش رسيده از خيانت گله كردي


+ نوشته شده توسط مرضيه در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 3:56 بعد از ظهر |


Home | E-mail | Archive | Contact | Google

Powered by : BLOGFA - Designer : apolo-web » Reza Farzadnia