تبليغاتX
سنگ صبور
چشات ديگه از من خسته سيره
اما هنوز چشماي من اسيره
فقط بدون كه اين دل شكسته
منتظره بگي واست ميميره!

+ نوشته شده توسط مرضيه در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 10:35 بعد از ظهر |

با سيم ناز مژه هات يه عمره گيتار ميزنم

نگاه تو كوك نكني من خودمو دار ميزنم

چشات اگه رو پنجره م طرح ستاره نزنن

دست خودم نيست دلمو به در و ديوار ميزنم

تو نباشي من مث اون دختركي كه گم شده

گوشه ي كوچه ميشينم ازغم تو زار ميزنم

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 6:39 بعد از ظهر |
هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت

هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت

پیش هر نقاشی رفتک تو رو نقاشی کنه

روی هر بومی زدیم رنگ چشاتو نگرفت

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 6:24 بعد از ظهر |
نه میخوام بین من وبین دلش جنگ بشه

نه میخوام عشقی که اون نداره کم رنگ بشه

من فقط یه چیزی از خدا میخوام دلم میخواد

واسه یکبارم شده دلش برام تنگ بشه!

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 6:21 بعد از ظهر |
دل را شکست و مرتبه ی آخرش نبود

دیگر نشانه ای ز دل شاعرش نبود

گفتم چقدر میگذرد که ندیدمت

مکث سکوت وبی خبری خاطرش نبود

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 6:17 بعد از ظهر |


Home | E-mail | Archive | Contact | Google

Powered by : BLOGFA - Designer : apolo-web » Reza Farzadnia