تبليغاتX
سنگ صبور
اگر تركيب شيميايي شدم نام تو را مخلوط ميكنم

اگر ادبيات شدم نام تو را صرف ميكنم

اگر جغرافيا شدم محل زندگي تو را كشف مي كنم

اگر تاريخ شدم وقايع زندگي تو را مي نويسم

وبلاخره اگر انگليسي شدم تنها مي توانم بگويم

I LOVE YOU

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 4:31 بعد از ظهر |
خدايا من در كلبه ي فقيرانه ي خود چيزي دارم

كه تو در اوج كبرياي خود نداري

من چون تويي دارم

وتو چون خودي نداري!

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 4:26 بعد از ظهر |
كاش قلبم درد پنهاني نداشت

چهره ام هرگز پريشاني نداشت

كاش ميشد دفتر تقدير عشق

حرفي از يك روز باراني نداشت

كاش ميشد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قرباني نداشت

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 4:23 بعد از ظهر |

گوش كن دوباره صدايم رادر نامه ي بي پاياني

كه در ذهنم برايت نوشته ام خواهي شنيد

منتظرم و ميدانم كه در جاده ي سيز نگاه تو

مسافري خواهم شد....

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 4:12 بعد از ظهر |
شبي پرسيدمش از بي قراري

كه غير از من كسي رادوست داري

دو چشمش بر هم افتاد

ميان گريه هايش گفت آري....

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 4:0 بعد از ظهر |
به نوازش سوگند

وبه پاکی نسیم

و به صداقت یک شاخه از گل سرخ

می بویم عشق را

و می پرستم سرانجامش را

گر چه کامم را به تلخی می کشاند

اما می ستایمش به اندازه ی دریا

ودوستش می دارم به اندازه غروب

جدایی را نمیشناسم

گرچه اهل دیارش هستم

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 1:36 بعد از ظهر |
باز آهنگ فراسو کرده ام

باز بیعت با پرستو کرده ام

غربتم را بشکنید ای سایه ها

من به درد بی کسی خو کرده ام

از سکوت بی تو بودن خسته ام

میل به فریادو هیاهو کرده ام

به امید اینکه برگردی ز راه

خانه ام را آب وجارو کردهام!

+ نوشته شده توسط مرضيه در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 1:30 بعد از ظهر |


Home | E-mail | Archive | Contact | Google

Powered by : BLOGFA - Designer : apolo-web » Reza Farzadnia